الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
83
ضياء القلوب ( فارسى )
و فى رواية شقيق قال : خطبنا عبد اللّه بن مسعود فقال : على قراءة من يأمروننى أن أقرأ ؟ و اللّه لقد أخذت من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله . و فى رواية : لقد قرأت على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بضعا و سبعين سورة ، و لقد علم أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله انى من أعلمهم بكتاب اللّه ، و ما أنا بخبرهم و لو اعلم أحدا أعلم منى لرحلت إليه . قال شقيق : فجلست فى الخلق اسمع ما يقولون فما سمعت رادا يقول « 1 » غير ذلك و لا يرده « 2 » . « م » « 3 » و « خ » و « س » « 4 » قال : خطبنا ابن مسعود فقال : كيف يأمروننى ان اقرأ على قراءة زيد بن ثابت بعد ما قرأت من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بضعا و سبعين سورة و ان زيدا مع الغلمان له روايتان « 5 » « 6 » ؟ !
--> ( 1 ) . در نسخهء خطى : تقول . ( 2 ) . در نسخهء خطى : و لا يعيبو . ( 3 ) . سنن الكبرى ( نسائى ) 5 / 413 ح 9330 با اندكى تفاوت . ( 4 ) . مراد از « م » صحيح مسلم ، و مراد از « خ » صحيح بخارى و منظور از « س » سنن نسائى است . منظور اين است كه روايت در صحيح مسلم و بخارى آن چنان بود . سپس مطلب بعدى را از سنن نسائى نقل كرده است . ( 5 ) . سنن نسائى 8 / 134 . ( 6 ) . حاشيهاى از مؤلف در اين مكان نقل شده كه متأسفانه گوشههاى آن هنگام عكسبردارى ، از بين رفته است . آنچه قابل خواندن بود در اينجا نقل مىكنيم : و اگر كسى گويد كه : اين دو آيه دلالت دارد كه ابن مسعود خود را اعلم آن همه داند و اين دلالت بر كذب روايت چگونه دعوى كند كه علم به تحقيق اعلم از خود كه با ايل به آنجا توان رفت و حال آنكه امير المؤمنين عليه السّلام در مدينه بود و اعلم بودن او اظهر از آن است كه بر كسى مخفى تواند بود . جواب كتاب معتبر در ميان ايشان از وداعى بر كذب به حسب ظاهر نيست حمل كردن وجهى ندارد و ممكن است كه امير المؤمنين عليه السّلام قرآن را با آن وضع كه جمع كرده